مير سيد شريف راقم سمرقندى
14
تاريخ راقم ( فارسى )
جلوس حيدر قصاب بعد از نوبت سلطنت امير يحيى ، حيدر قصاب در پوست تختهء امارت تكيه زده ، مجمع انام را چون رمهء گوسفند شبانى كرده از گرگ حوادث ايام مصون مىداشت . ليكن استخوانبندى بناى سلطنتش هنوز محكم نگرديده بود كه از پاى در افتاد و هنوز آن قوى بازوى دلاور چنگ در دامن مطلب فرو نبرده بود كه دست جلّاد اجل سرپنجهء حياتش برتافت . ظهور اين واقعه در دست پهلوان حسن دامغانى بود كه بساطور بىرحمى گردن زد و در سبزوار مدفون است . پهلوان حسن دامغانى كه از امراى سربداران است به حسن سيرت آراسته و به جمال و صورت پيراسته از اقران به كمال شأن و علوّ درجه و مكان و به مراسم مكارم و احسان ممتاز و مستثنى بود . او را نيز قصر نااستوار حياتش را به آب شمشير با خاك خوارى برابر كردند و به درجهء اعلى عليين رسيد و در دامغان مدفون گشت . در اندك روز ايام دولت ايشان زوال پذيرفت و از مرگ يكديگر عبرت نامهاى بخواندند . آخر الامر همه در خواب عدم سرنهادند . خواجه مير سيد شريف گويد : رباعى قومى خود را يگانه مىپندارند * جاويد مگر زمانه مىپندارند بينند به چشم خويش مرگ دگران * اين خواب عدم فسانه مىپندارند تاريخ وفات خواجه سلمان خواجه سلمان ساوجى از اكابر كبار سيادت است . در آنجا كسب فضيلت نموده و گوى دانش به چوگان فطرت از همگنان ربوده ، از گلستان طبيعت گلهاى رنگارنگ معانى را در نظر صاحب فطرتان به صد شوخى جلوه مىداد . از جويبار فطنت سروهاى مصرع موزون را چون قامت شاهدان در ديدهء راست طبعان گره از پردهء اختفا مىگشاد . از ولايت ساوه روى توجه به قبلهء مدينة السلام بغداد كه كعبهء مراد است آورد . در ملازمت امير شيخ حسن نويان و دلشاد خاتون مىبود و سلطان اويس چشم چراغ عالميان و قرة العين شيخ حسن نويان است . نظر التفات دايم الاوقات به آن مظهر كمالات داشت . مشارّ اليه كبر سن دريافت عمر شريفش از هشتاد به نود رسيده بود كه به شست قضا گرفتار گرديد . در شهور